با سلام به همه شما دوستان عزیز.
هر چند عشق را ندیدم اما عاشقیم!
پست قبل در مورد شرط ازدواج نوشتم که چند انتقاد داشت و لازم دیدم جوابی بدم.
شیوا نوشت، "من به عنوان یک جوان بهایی که از تحصیلات محروم هستم" و همین طور به این اشاره کرد که "خیلی از دکتر و با سواد های کشور ما از فرهنگ و شعور بی بهره هستند".
خوب البته بنده به مسائل دینی در این وبلاگ کاری ندارم و قصد توضیحات دینی و مذهبی رو هم ندارم و بیشتر صحبت های بنده حقیر مربوط به عرف جامعه هست و همین طور که می دانید در عرف جامعه و مذهب شیعه، یک مسلمان شیعه نمی تونه با یک بهایی ازدواج کنه، پس کلا شرط تحصیلات در اینجا محدود می شه و همکیشان شما در همین حیطه هستند و از این شرط جدا می شن.
توجه داشته باشید، تحصیلات تنها یکی از شروط ازدواج هست و مطما از شرط هایی که هیچ وقت نمی توان آن را نادیده گرفت، فرهنگ و شعور است.
امام حسین (ع) می فرماید : اگر دین ندارید و از روز معاد نمی ترسید، لااقل آزاده باشید.
زرتشت می فرماید : خدمت خلق وظیفه نیست بلکه لذت است.
اول قرنتیان از انجیل عیسی مسیح (عهد جدید) می خوانیم : اگر به زبان های آدمیان و فرشتگان سخن گویم، ولی محبت نداشته باشم، زنگی پرصدا و سنجی پرهیاهو بیش نیستم.
و بسیاری از جملات زیبای دیگر که به ما گوش زد می کنند فرهنگ و شعور از اصول پایه یک انسان است، اما بنده به این اشاره کردم که تحصیلات می تواند نقشی موثر در رشد فرهنگ داشته باشد و واقعا نمی توان این مساله را رد کرد.
شیوا به این مسئله اشاره کردند که زیبایی هیچ ارزشی ندارد و کلا برای دو سه هفته اول است، خوب فکر کنم جمله من هم همین معنی رو می داد، بنده هم عرض کردم که هیچ وقت شما زیباترین فرد دنیا رو پیدا نمی کنید، پس زیاد به زیبایی توجه نکنید، اما خوب زیبایی هم مساله ای بی ارزش نیست! و نباید به طور کل نادیده گرفته بشه.
در مورد در آمد هم همین طور.
خوب یک شرط دیگه ازدواج که هر وقت نادیده گرفته شد، باعث و بانی دردسر های زیاده شده
4. هم سطح بودن از نظر اجتماع :
مطما همه شما دوستان عزیزم می دونید که هم سطح بودن برای ازدواج مساله غیر قابل انکاری هست، هم سطح بودن منظور به برابری اجتماعی هست، یعنی بین اخلاقیات و رفتار های دختر و پسر فاصله زیاد نباشه، و همین طور دو خانواده با هم فرق خیلی زیادی نداشته باشن.
مطما نمی شه گفت، خانواده دو طرف مهم نیست، چون حرف یک عمر زندگی هست و نمی شه همیشه دو خانواده رو دور از هم نگه داشت و کلا باعث بهم خوردن آرامش در زندگی می شه.
این هم سطحی باید در موارد زیر رعایت بشه، و از مهترین ها شروع می کنم تا مسائل کوچیک (البته همه این ها نظرات شخصی بنده هست).
1. اعتقادات دینی طرفین
2. اعتقادات مذهبی طرفین
3. اعتقادات شخصی طرفین
4. اعتقادات دینی خانواده ها
5. اعتقادات مذهبی خانواده ها
6. طرز فکر اجتماعی طرفین
7. علایق عمومی (غیر شخصی) طرفین
8. تحصیلات
9. زیبایی
10. سرمایه
البته این نظر من هست و احتمال داره شما چیزی کاملا متفاوت فکر کنید که من از شنیدن واقعا خوشحال می شم.
اگر می پرسید چرا اعتقادات رو اول نوشتم، برای این بود که من بر این باور هستم که هیچ وقت اعتقادات یک انسان قابل تغییر نیست.
همیشه عاشق باشید و سلامت
خدانگهدار
هر چند عشق را ندیدم اما عاشقیم!
پست قبل در مورد شرط ازدواج نوشتم که چند انتقاد داشت و لازم دیدم جوابی بدم.
شیوا نوشت، "من به عنوان یک جوان بهایی که از تحصیلات محروم هستم" و همین طور به این اشاره کرد که "خیلی از دکتر و با سواد های کشور ما از فرهنگ و شعور بی بهره هستند".
خوب البته بنده به مسائل دینی در این وبلاگ کاری ندارم و قصد توضیحات دینی و مذهبی رو هم ندارم و بیشتر صحبت های بنده حقیر مربوط به عرف جامعه هست و همین طور که می دانید در عرف جامعه و مذهب شیعه، یک مسلمان شیعه نمی تونه با یک بهایی ازدواج کنه، پس کلا شرط تحصیلات در اینجا محدود می شه و همکیشان شما در همین حیطه هستند و از این شرط جدا می شن.
توجه داشته باشید، تحصیلات تنها یکی از شروط ازدواج هست و مطما از شرط هایی که هیچ وقت نمی توان آن را نادیده گرفت، فرهنگ و شعور است.
امام حسین (ع) می فرماید : اگر دین ندارید و از روز معاد نمی ترسید، لااقل آزاده باشید.
زرتشت می فرماید : خدمت خلق وظیفه نیست بلکه لذت است.
اول قرنتیان از انجیل عیسی مسیح (عهد جدید) می خوانیم : اگر به زبان های آدمیان و فرشتگان سخن گویم، ولی محبت نداشته باشم، زنگی پرصدا و سنجی پرهیاهو بیش نیستم.
و بسیاری از جملات زیبای دیگر که به ما گوش زد می کنند فرهنگ و شعور از اصول پایه یک انسان است، اما بنده به این اشاره کردم که تحصیلات می تواند نقشی موثر در رشد فرهنگ داشته باشد و واقعا نمی توان این مساله را رد کرد.
شیوا به این مسئله اشاره کردند که زیبایی هیچ ارزشی ندارد و کلا برای دو سه هفته اول است، خوب فکر کنم جمله من هم همین معنی رو می داد، بنده هم عرض کردم که هیچ وقت شما زیباترین فرد دنیا رو پیدا نمی کنید، پس زیاد به زیبایی توجه نکنید، اما خوب زیبایی هم مساله ای بی ارزش نیست! و نباید به طور کل نادیده گرفته بشه.
در مورد در آمد هم همین طور.
خوب یک شرط دیگه ازدواج که هر وقت نادیده گرفته شد، باعث و بانی دردسر های زیاده شده
4. هم سطح بودن از نظر اجتماع :
مطما همه شما دوستان عزیزم می دونید که هم سطح بودن برای ازدواج مساله غیر قابل انکاری هست، هم سطح بودن منظور به برابری اجتماعی هست، یعنی بین اخلاقیات و رفتار های دختر و پسر فاصله زیاد نباشه، و همین طور دو خانواده با هم فرق خیلی زیادی نداشته باشن.
مطما نمی شه گفت، خانواده دو طرف مهم نیست، چون حرف یک عمر زندگی هست و نمی شه همیشه دو خانواده رو دور از هم نگه داشت و کلا باعث بهم خوردن آرامش در زندگی می شه.
این هم سطحی باید در موارد زیر رعایت بشه، و از مهترین ها شروع می کنم تا مسائل کوچیک (البته همه این ها نظرات شخصی بنده هست).
1. اعتقادات دینی طرفین
2. اعتقادات مذهبی طرفین
3. اعتقادات شخصی طرفین
4. اعتقادات دینی خانواده ها
5. اعتقادات مذهبی خانواده ها
6. طرز فکر اجتماعی طرفین
7. علایق عمومی (غیر شخصی) طرفین
8. تحصیلات
9. زیبایی
10. سرمایه
البته این نظر من هست و احتمال داره شما چیزی کاملا متفاوت فکر کنید که من از شنیدن واقعا خوشحال می شم.
اگر می پرسید چرا اعتقادات رو اول نوشتم، برای این بود که من بر این باور هستم که هیچ وقت اعتقادات یک انسان قابل تغییر نیست.
همیشه عاشق باشید و سلامت
خدانگهدار